الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
276
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
سيّد رضى رحمة اللّه عليه پس از پايان اين خطبه مىگويد : بخشى از اين گفتار در اثناى خطبه ( هاى ) پيشين گذشت ؛ ولى من آن را بار ديگر در اينجا آوردم ، زيرا اين دو روايت باهم ( از جهاتى ) متفاوت بودند . شرح و تفسير انواع ناملايمات را تحمل كردم امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه مىفرمايد : « خداوندا من از قريش و كسانى كه آنها را يارى كردند ( تا خلافت را از مسير اصلى منحرف سازند ) به تو شكايت مىآورم ، آنها پيوند خويشاونديم را قطع كردند و پيمانهء حقم را واژگون ساختند و همگى براى مبارزهء با من در مورد حقى كه از همه به آن سزاوارتر بودم ، همدست شدند » ؛ ( اللّهمّ إنّى أستعديك على قريش و من أعانهم ؛ فإنّهم قد قطعوا رحمي و أكفؤوا « 1 » إنّائي ، وأجمعوا على منازعتي حقّا كنت أولى به من غيري ) . گرچه امام اين سخن را در اواخر دوران حكومتش بيان فرمود ؛ ولى در ميان مورّخان و مفسّران نهج البلاغه گفتگوست كه سخن امام عليه السّلام ناظر به كدام زمان است ؛ آيا اشاره به داستان سقيفه و حوادث بعد از رحلت پيامبر است يا زمان شوراى شش نفرى عمر ، يا دوران پيمانشكنى طلحه و زبير و برافروختن آتش جنگ جمل است ؟ از ميان اين احتمالات سهگانه ، احتمال اوّل نزديكتر به نظر مىرسد . سپس احتمال دوم ؛ ولى احتمال سوم بسيار بعيد است ، زيرا شورش طلحه و زبير اجتماع قريش برضدّ آن حضرت محسوب نمىشد . جملهء « أستعديك » از ريشهء « استعداء » به معناى يار طلبيدن يا شكايت پيش
--> ( 1 ) . « اكفؤوا » از « اكفاء » به معناى واژگون كردن ظرف است بهگونهاى كه هرچه در آن است بريزد و ريشه اصلى آن « كف » بر وزن « دفع » به معناى روى گرداندن و پشت كردن است .